کسب و کار, مجله اینترنتی, نکات طلائی و آموزش

یک پیشنهاد برای ۶ میلیون اخراجی ۹۹

یک پیشنهاد برای 6 میلیون اخراجی

یک پیشنهاد خیلی خوب برایتان دارم.
نه میخواهم رویا فروشی کنم، نه برای شروع نیازی هست که هر روز صبح بلند شوید و برای نداشته هایتان شکرگذاری کنید.
خواستم با قدرت اراده و توانستن شروع کنم ولی دیدم اگر پیشنهادم را بگویم و خوب بررسی اش کنی نیاز به این حرف‌ها نیست و خودت قدرت و توانش را دست و پا می کنی.
لازم هم نیست که بگویم زندگی هر طور هم که باشد ارزشش را دارد که برایش بجنگی، چون اگر این را نمی دانستی به دنبال فرصت و پیشنهادی هم نبودی و حتی روی عنوان این مطلب هم کلیک نمی کردی.
پس با واقعیت‌هایی شروع می کنم که دانستنش لازمه شروع یک کسب و کار استراتژیک و اصولی است.
آمار بیکاری و شرایط شرکت های موجود کمک بزرگی به شما می کند که راه را قاطعانه تر پیش بروید.
تعداد افراد بیکار شده در سال ۹۹ طبق اعلام وزیر کشور حدود ۱ میلیون نفر بوده، نزدیک به ۳/۳ میلیون نفر از شاغلان رسمی کشور به طور مستقیم در معرض آسیب قرار گرفتند و بیش از ۱۰۵ میلیون کارگاه رسمی و غیررسمی دچار توقف یا کاهش فعالیت، کاهش دستمزد و اخراج هستند. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در اردیبهشت ۹۹ درباره پیامدهای اقتصادی کرونا در ایران تخمین زده بود که بین ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۶ میلیون نفر در ایران شغل خود را بر اثر شیوع بیماری از دست می دهند.
به همه اینها تورم ، تحریم و گرانی های افسارگسیخته را اضافه کنید و چند ثانیه به مفهوم و گستره فقری که پیش روی ما قرار دارد فکر کنید.
راستش اصلا آدم منفی نگر و یا مثبت نگری نیستم و همیشه به همه چیز با دید واقع گرایانه نگاه کرده ام. هر جا لازم بوده استرس بگیرم، بترسم، نگران باشم این کار را کرده ام و خودم را از واقعیت دور نمیدانم، چون دیر یا زود هرطور شده ما را پیدا می‌کند و رو در روی ما قرار می‌گیرد.
از طرفی چشمم را روی فرصت ها هم نبسته ام و هر جا که کاری از دستم بر می آمده و می توانستم اتفاقی را رقم بزنم زده ام و از هیچ تلاشی هم دریغ نکرده ام.
حالا این را از تو هم می خواهم! از تو که حرف های من را می خوانی و فکر می کنی که کارمان تمام است یا برعکس چیزی برای ترس و اضطراب وجود ندارد.
خوب به اطرافت نگاه کن، برو آمارها را چک کن، پای حرف آدم ها بنشین یا هر کاری که تو را به واقعیت نزدیک کند!
ما در هیچ جای این شرایط مقصر نیستیم، ولی خیلی کارها از دستمان برمی‌آید. چه کاری و چگونه اش را خواهم گفت…
حالا برگردیم به شرایط بیکاری.
این اتفاق در خیلی از شهرهای کشور رخ داده و بسترهای زیادی را از بین برده، خیلی از شرکت‌ها مجبور به تعدیل نیرو شده‌اند، خیلی ها بازار فروش شان را از دست داده‌اند و صنایع وابسته به گردشگری به شدت ضربه خورده و با خانه نشینی مردم تعداد مشتریان مراجعه کننده به واحدهای تجاری به طرز بی‌سابقه‌ای کاهش داشته.
طبق یک پژوهش که اخیرا انجام شده، مصرف‌کنندگان هنوز هم نسبت به بازگشت به فروشگاه ها نگران هستند!
در مناطق روستایی مشکلات تقریباً دوچندان خود را نشان داده.
به علت اختلال در بازاریابی و کاهش فروش و قیمت محصولات برخوردار از بازارهای منطقه‌ای و ملی و حتی محصولات برخوردار از بازارهای محلی، به دلیل نبود توسعه فراگیر زیرساخت های بازاریابی الکترونیک، فقدان زنجیره‌های تامین و ارزش پایدار ، ضربه‌ها و آسیب‌های وارده به مناطق بومی و محلی چندین برابر شده.
تا اینجا فقط چند حوزه محدود را برایتان تشریح کردم که منظورم از گسترش بیکاری و به‌دنبال آن فقر را لمس کنید.
اگر دقت کرده باشید بین حرفهایم اشاره کردم که بازارهای محلی به علت نبود زیرساخت‌های الکترونیک، این همه ضرر را متحمل شده است.
این حوزه یکی از بهترین فرصت ها را برای اشتغال ایجاد کرده. شاید توی دلتان بگویید خیرش را نخواستیم، کاش شرش بهمان نمی‌رسید!
اینجا دو موضوع مطرح است: اول اینکه آش کشک خاله است و چه با این شرایط کنار بیاییم چه نیاییم، متنبع و متضررش خودمانیم. دوم اینکه شما نمی توانید پتانسیل های گسترده و دسترسی‌های استراتژیک فضاهای مجازی و اینترنت را که ذره ای با کسب و کار سنتی قابل مقایسه و رقابت نیست را انکار کنید.
در این بین یک چیز کاملا واضح است. نیاز و بازارهای موجود برای محصولات بومی و محلی ابدا از بین نرفته، بلکه بخاطر فرهنگ سازی ها و اقبال عمومی نسبت به محصولات ارگانیک، حتی بیش از پیش به آن نیاز است. تنها چیزی که باعث شده شرایط حال حاضر ایجاد شود، از دسترس خارج شدن بازارهای قدیمی و مشتریان سابق است، که یک راه حل ساده و عزمی راسخ نیاز دارد.
حضور در فضای مجازی و نهایتاً پیدا کردن یک کانال اینترنتی پر بازده و خوب برای فروش محصولات بومی و محلی و ارگانیک، یکی از چندین فرصت های ایجاد شده در شرایط موجود است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × یک =