مجله اینترنتی, معرفی ها, نوشت افزارها

برای بچه‌هامون با انتخاب خودشون لوازم التحریر بخریم!

خرید لوازم التحریر برای بچه‌ها

همه ما از اولین روز مدرسه خاطره داریم، خاطره خوش هم‌بازی شدن با کلی بچه‌های هم سن و سال خودمون یا خاطره ترسناک جدایی از پدر و مادر. با وجود این که سال‌ها از اون روزها می‌گذره، این خاطرات طوری در ذهن ما حکاکی شدن که هر سال با شروع سال تحصیلی برای ما یادآوری میشه؛ اما بعضی از خاطره‌ها تو روزهای اول مدرسه می‌تونه روی شخصیت یه بچه کلی تاثیر داشته باشه و به این باور برسه که با ورود به مدرسه واقعا بزرگ شده و ناخواسته رفتارهای مثبتی در او رشد بکنه.

خاطره روز اول مدرسه

خاطره من از روز اول مدرسه کمی فرق داره، روزهایی که همه تب و تاب مدرسه رو داشتن، من و خانواده‌ام چند روز مانده به جشن شکوفه‌ها درگیر اسباب‌کشی بودیم و به همین دلیل هیچ لوازم التحریر یا کیف و لباس مدرسه تهیه نکرده بودیم.

روز جشن شکوفه‌ها تو دوره ما زیاد مثل امروز پرطمطراق نبود اما بعضی از بچه‌ها لباس‌های تازه مدرسه رو پوشیده بودن و کیف، دفتر و مدادهای رنگی خودشون رو هم آورده بودند من با لباس‌های مهمونی خودم تو مدرسه بودم. اون روز یک ساعتی مدرسه بودیم بعدش به خونه برگشتیم. لباس‌های فرم من همون روز عصر حاضر شد؛ اما خبری از دفتر و مداد نبود.

چرا مداد و دفتر نداشتم؟

یادم نیست به فاصله چند روز بعد از جشن شکوفه‌ها به مدرسه رفتیم. اون روز خودمون رو معرفی کردیم، بعد با چند تا از بچه‌ها دوست شدم  و شروع به بازی کردیم. خانم معلم هم گاهی با ما هم‌بازی می‌شد تا بتونه از استرس بچه‌ها کم کنه. الهی که هر جا هست تنش سلامت و دلش شاد باشه. کتاب‌های درسی رو بهمون تحویل دادن همکلاسی‌هام کلی ذوق کرده بودین و تند تند کتاب‌ها رو ورق می‌زدین. اما من به این فکر می‌کردم که چرا مداد و دفتر ندارم؟ من باید با چی بنویسم؟ راستش دلم خیلی غصه داشت و گاهی بغض می‌کردم جالب بود که همه فکر می‌کردن به خاطر دوری از خونه این حالو دارم.

خرید لوازم التحریر و روز به یاد ماندنی

مدرسه من شیفت بعد‌ازظهر بود. حدود ساعت چهار و نیم یا پنج بود که به خونه رسیدم. بابام آماده شده بود انگار می‌خواست جایی بره، سلام کردم و ازم پرسید که کتاب‌ها مو گرفتم یا نه؟ بعد هم پیشنهاد کرد که با هم بریم بیرون، منم قبول کردم و راه افتادم. به یه مغازه رسیدیم، من مبهوت عکس دفترهای پشت ویترین شده بودم. خیلی زیبا بودن از همون دفترهایی که همکلاسی‌هام داشتن. با خودم فکر می‌کردم چرا من مثل بچه‌های دیگه دفتر و مداد ندارم تو همین حال و هوا بودم که  یه دفعه بابام دستمو کشید به داخل مغازه برد.

 من هاج و واج به درودیوار لوازم التحریر فروشی نگاه می‌کردم. البته من اون موقع اسم مغازه‌هایی که دفتر و مداد و خط کش می‌فروختن رو نمی‌دونستم. من فقط غرق تماشای این نوشت افزارهای خوش‌رنگ و شیک شده بودم. بابام یه کاغذ داد به فروشنده و گفت این‌ها رو می‌خوام. جا مدادی، مداد، مداد رنگی، دفتر، خط کش جلد کتاب کلی لوازم دیگه رو آقای فروشنده روی میز چید از هر کدام چند مدل و چند رنگ. لوازمی که آرزوی داشتنشون رو داشتم. پدرم از  من خواست که خودم رنگ و مدل‌هایی که دوست دارم رو انتخاب کنم. حس خیلی خوبی بود که وصف کردنش با واژه و جمله خیلی سخته. من روی ابرها بودم هیچ تعلقی به زمین نداشتم این بار بغضم از شادی بود.

خرید لوازم التحریر برای بچه‌ها با درنظر گرفتن نظر و سلیقه خود آن‌ها
خرید لوازم التخریر به برای بچه‌ها با نظر و سلیقه خودشان

بعدازاین که اومدیم خونه مادرم شروع به جلد کردن کتاب‌هام کرد. اسمم رو پشت دفتر و لوازمم یادداشت ‌کرد. من از ذوق داشتن این لوازم التحریر خوابم نمی‌برد. دوست داشتم هر چه سریع‌تر فردا بشه و من برای اولین بار شروع به نوشتن کنم و تو دلم می‌گفتم که من بزرگ شدم و می‌تونم دیگه نوشتن و خوندن رو یادبگیرم و دیگه کتاب‌های داستانم رو خودم بخونم.

اجازه بدیم بچه‌ها خودشون لوازم التحریرها رو انتخاب کنن

سا‌ل‌ها از اون روز می‌گذره و من هر وقت وارد نوشت‌افزار فروشی‌ها می‌شم خاطره اون روز برام زنده میشه. من دقیقا زمانی که پدرم اجازه داد خودم وسایلی رو که هر روز قرار بود ساعت‌ها با اون‌ها وقت بگذرونم، انتخاب کنم بزرگ شدم. خیلی از پدر و مادرها فکر می‌کنن که بچه‌ها با مدرسه رفتن بزرگ میشن، تعلیم میشن اما نه اصلا این طور نیست اون‌ها زمانی بزرگ میشن که بفهمن وجودشون مهمه. گاهی یه اجازه انتخاب تو خرید لوازم به بچه‌ها می‌تونه راه صد ساله تربیت رو یه روز طی کنه.

منم راه پدرم رو پیش گرفتم امسال پسر من وارد مدرسه میشه و من می‌خوام کلی براش خاطره خوب به جا بمونه. به پسرم اجازه می‌دم خودش مدادها و ماژیک‌های رنگی، دفترها رو انتخاب کنه حتی اگه از نظر من اون وسیله زیبا نباشه. ممنونم از پدرم که چنین خاطره به یاد ماندنی برام ساخت. بیاید به بچه‌هامون احترام بزاریم، اجازه بدیم نظر بدن و حق انتخاب داشتن رو از همون کودکی بهشون بدیم. بزرگ شدن تنها به گذشت روزها، ماه‌ها و سال‌ها نیست بزرگ شدن در شخصیت آدمی هست. حق انتخاب لوازمی که مخصوص او هست را ازش نگیریم. به نظرتون تو چه مسائل دیگه‌ای میشه انتخاب بچه‌ها را در نظر گرفت؟ منتظر نظرات شما هستم.

دیدگاهی در مورد “برای بچه‌هامون با انتخاب خودشون لوازم التحریر بخریم!

  1. هادی گفت:

    سلام
    واقعا اینقدر درگیر کار هستیم که اول مهر رو فراموش کردیم ، ممنونم که مارو به اون دوران بردید
    خیلی عالی بود

    1. مهناز گل محمدی گفت:

      امیدوارم که این لحظه‌های خوب را با فرزندانتون تجربه کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − 7 =