ادبیات, تلخ خوش, مجله اینترنتی

سوگنامه جوانان (۱)

سوگند نامه جوانان

سر کلاس ادبیات، استاد خواست ضرب المثل چراغ ظلم تا صبح نمیسوزه رو توضیح بدیم.
دستمو گرفتم بالا، گفتم : قدیم‌ها که چراغ نفتی‌ها دلبر خونه‌ها بود‌، چراغ تا زمانی روشنایی داشت که سوخت داشته باشه. این ضرب المثل یعنی ظالم همیشه دوام نداره.
لبخند زد و رو صفحه سیاهش نوشت: سوگ، بهای جرات دوست داشتن دیگران..! به واژ‌ه‌هاش خیره شدم، بها..؟!
سوگ یعنی تشنه محبت‌هایی زلال و گلو گیر شدن با قانونی صدادار از سمت خانواده و ترس از فقر..!
سوگ یعنی با تظاهر، خط بطلان کشیدیم رو واژه‌ی عشق‌..! وقتی که از لابه‌لای متن شاهکارهای جهانی تصویر عشق رو خط زدیم.
از سکانس بیژن و منیژه، عشق! از سکانس شمس و مولانا، عشق..! کتاب های درسی ما خالی از اسم شاعرهایی که مفهوم عشق رو درونی کردند.
حکم قتل عشق، نبود فرصت رشد، آموزش نادرست و گرداب خیانت‌ و دروغ و تظاهر‌هاست.
حالا خیره به تیتر روزنامه‌‌ی حوادث لابد شما هم خوندید:
«دختری ۲۲ ساله به علت عشق‌ورزی به دست پدرش کشته شد »
ما با تظاهر و تعصب، کدوم مفهوم رو درونی کردیم؟
حالا روی سکو‌های تئاتر، آخرین سکانس داستان فرزندکشی رستم نمایش بدید.
یا آخرین سکانس داستان ضحاک روی پرده های سینما..! که بازتاب  کمی امید و افسوس و حسرت و تلاش برای رهایی ماست..! رفیق نکنه توام سوخت چراغ ظلم خونه‌های تاریک باشی. تو کاوه‌ی زمونه‌ی خودت باش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوزده − نه =