روابط و شخصیت, روانشناسی, مجله اینترنتی

روان درمانی و بهبود روابط با اشعار مولانا

روان درمانی و بهبود روابط با اشعار مولانا

مولانا از جمله شاعرانی است که ضمن عاطفه و ذوق و معارف بلند عرفانی در کلامش از روان و گزاره‌های ارتباطی انسان شناخت کاملی دارد و همچون یک روانشناس و درمانگر به ارائه راهکارهایی جهت سلامت روان و ارتباط می‌پردازد.
این شاعر به خوبی از ضمیر خودآگاه، ناخودآگاه و زبر‌آگاه انسان آگاهی دارد و نابه‌سامانی‌های روحی را مورد توجه قرار می‌دهد. مثنوی در جایگاه خودش نسخه‌ای شفابخش جهت درمان روح انسان‌هاست؛ مولانا شیوه‌های درمانی را ضمن سرودن اشعار بیان می‌کند. در دیباچه مثنوی و هجده بیت ابتدایی دفتر اول حضرت مولانا از دردی سخن می‌گوید که جامعیتی فراگیر دارد و نقش اساسی در ارتباط‌ های مردمی ما. این درد حس مشترک تمام انسان‌هاست و بهبود و پذیرش و درمانش، باعث گسترش سلامت روان می‌شود. مولانا تمام دردهای ظاهری و اختلال روابط را دارای یک ریشه‌ی روانی می‌داند. در هجده بیت اول مثنوی یک درد کلی را بیان می‌کند و در سایر دفترها ماهرانه به ارائه شیوه‌های درمانی می‌پردازد. او در شناخت ریشه‌ای مشکلات به سمت روح قدم برمی‌دارد، برای مثال در مثنوی ابیاتی بدین صورت دارد:
چون کسی را خار در پایش خلد/ پای خود را بر سر زانو نهد
وز سر سوزن همی جوید سرش/ ور نیاید می‌کند با لب ترش
خار در پا شد چنین دشوار یاب/ خار در دل چون بود واده جواب..

با خواندن این ابیات مشخص می‌شود سلامت روان برای این شاعر بزرگ در اولویت است.

بازتاب گزاره‌های سلامت روان و ارتباط در مثنوی

همانطور که گفتیم این پژوهش با رویکرد وجودگرایانه به بررسی مولفه‌های سلامت روان در اندیشه مولانا می‌پردازد. هنر و ادبیات امروزه نقش بسیار مهمی در سلامت روان افراد دارند. بزرگترین و معروف‌ترین نظریه پرداز اصالت روح، جنون روان را به پنج دسته تقسیم می‌کند و باور دارد که اکثر مشکلات سلامت روان و ارتباطات به تنهایی مربوط به کودکی نیست، بلکه در تمام روان‌ها یک جنبه عمومی دارد. شش جلد مثنوی مولانا را می‌توان در هجده بیت اول دفتر اول خلاصه کرد. اینک به شرح بخشی از ابیات و بررسی مولفه‌های سلامت و روابط می‌پردازیم.

بررسی مولفه‌های ارتباط و سلامت در کلام مولوی

بشنو از نی چون حکایت می‌کند/ وز جدایی‌ها شکلایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند/ از نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق/ تا بگویم شرح درد اشتیاق

در تمام دوران زندگی و در تمام سنین مختلف، آدمی ناخودآگاه نوعی حس غربت و کمبود درونی را احساس می‌کند. حتی تمام انسان‌هایی که از به ظاهر از سلامت کامل روان برخوردار هستند، در برهه‌های مختلفی از زندگی، حس غربت و دور افتادگی از جایی، مکانی، شخصی و.. را با خود دارند که راه حلی برای آن پیدا نمی ‌کنند. پیدا نکردن راه حل باعث مشکلاتی چون یک غم مقدس درونی، افسردگی و سرخوردگی، بی‌انگیزگی و پوچ‌گرایی و سردرگمی می‌شود.
مولانا از راه و رمزی سخن می گوید که خودش در درجات بالایی از عرفان تجربه کرده است. او در هجده بیت اول مثنوی نی را استعاره از وجود خودش و هر انسانی که آگاه است می داند؛ در واقع این آگاهی نسبت به حقایق معنوی است و هر فرد از جهت درونی حتی اگر در درجات بالای معنوی هم باشد، احساس غربت و کمبود را با خود دارد.

درون مایه‌ی فرود آدم و حوا بر زمین

اگر به داستان فرود آدم و حوا بر زمین نگاهی جزئی گرایانه داشته باشیم متوجه می‌شویم، که در یک دیدگاه هرمنوتیک‌وار مولانا جهانی را در شعرش منعکس می کند، که انسان به هر دلیلی از این جهان دور شده است. لذا از این جهت مفهوم جدایی در شعرش بسیار بارز است.
مولانا صدای حزن‌انگیز نی را به علت جدایی از نیستان و صدا‌ و اشعار حزن‌انگیز خودش را به علت جدایی از عالم معنا، عالم خویش و اصالت می‌داند. مصداق بارز این مسئله خود ما هستیم، ما که در هیاهوی زندگی، سردرگمی‌ها، کمبود‌ها و فشارهای روانی را میان حجم انبوهی از وابستگی‌های دنیایی و تلاش و تکاپو برای بقا تحمل می‌کنیم و در انتها باز هم حال درونی ما با دستاوردهای زندگی شخصی خودمان خوب نیست و هنوز یک خلاء درونی را حس می‌کنیم.
زمانی که در تکاپو هستیم از عالم اصالت و خویشتن دور می‌شویم و هر بار با اشک و حسرت همچون نی فریاد و ناله خستگی سر می‌دهیم.
در ابیات بعدی مولانا دلیل محکم‌تری برای ادعای خودش می آورد و جهان ذهنی خودش را شکل و رنگ بهتری ترسیم می‌کند.
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند/ از نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
نیستان در اینجا به منظور همان دنیای اصالت و معناست، جایی که آدمی به اصالت و درون خود باز می‌گردد و مولانا جزئی‌نگرانه می‌گوید: از زمانی که من از اصالت خویش در دنیای بالا دور شدم، نه تنها من بلکه تمام هستی و تمام انسان‌ها با من هم‌نوا شدند و ناله می‌کنند.

اهمیت به روان انسان در اشعار مولانا
سلامت روان در اشعار مولانا

این بیت آشکارا وضعیت جامعه امروزی ماست. ما که هر روز دچار ناله و فریاد از شرایط، کمبودها و خلاء‌هایی در وجودمان هستیم و نیازمند شنونده‌ای، هم‌دردی و مونسی برای شنیدن حرف‌هایمان..!
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق/ تا بگویم شرح درد اشتیاق
منظور از سینه در این بیت شنونده‌ای دردمند است، انسانی که درد‌هایی از جنس دردهای ما را تجربه کرده باشد. در واقع مصداق تمام انسان‌هایی است که برای بیان درد و اشتیاق شنونده‌ای می‌خواهند که دلشان از درد و فراق سوخته باشد.

حسن ختام

 هرکسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش
این بیت اشاره می‌کند که هر انسانی اگر روحش با تلاش و تکاپو و حرص و آرزوها، با وابستگی‌ها و مشغله‌ها زنگار بگیرد یا هر کسی که به هر علتی از جایگاه و وطن اصلی خویش دور بماند، پیوسته در آرزوی وصال است و خود اصلی را جستجو می‌کند؛ پس بعضاً اکثر خلاها و مشکلات عمده روان یک جنبه عمومی دارند که رگه‌هایی از آن در ذهن تمام انسان‌ها به نوعی و به شکلی و به گونه‌ای دیگر وجود دارد.
در بین هیاهوی زندگی آرام باشیم، پس از طی کردن تمام مسیر شکست‌ها و دوباره بلند شدن‌ها به گذشته و اصل خودمان برگردیم، روابطمان را بهبود ببخشیم و در گرداب وابستگی‌ها و سردرگمی‌ها تا ابد باقی نمانیم.
این در حالی است که نشانه‌های انسان کامل سه اصل است که عبارتند از: اقوال نیک، افعال نیک و اخلاق نیک. مولانا انسان کامل را به نی توخالی تشبیه می‌کند از این جهت که نقش منفی وابستگی‌های دنیای و موانع رشد و روان را به خوبی نشان دهد. تشبیه انسان کامل به نی توخالی از این جهت است که قلب آدمی باید از مسائل دنیایی و حرص و طمع و هوای نفسانی تهی باشد. همان‌طور که نی توپر دم نایی را منعکس نمی سازد، انسانی که درونش پر از زنگار و تعلقات باشد، نمی‌تواند دم الهی و اصالت خودش را منعکس کند. در این صورت نه تنها دم الهی را منعکس نمی‌کند بلکه دچار ناسالمی‌های روانی و عدم بهبود در روابط می‌شود.

پیشنهادات مولانا جهت سلامت روان و ارتباطات

مولانا  یک درد کلی و عمومی را بیان می کند که ریشه تمام دردهاست و سپس برای این دردها انواع درمان‌ها را پیشنهاد می‌کند مانند: شعر درمانی، عشق درمانی، رویا درمانی، مذهب درمانی، درمان با ذکر و دعا، امید درمانی، طنز درمانی، واقعیت درمانی، معنا درمانی.. در مباحث بعدی به بررسی چند روش درمانی خواهیم پرداخت.
ممنون که تا پایان این بخش با ما همراه بودید برای شما روانی سالم و ارتباطاتی توسعه یافته و فردیتی بزرگ آرزو می‌کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده − 3 =