عبور و مرور (فرهنگ), نکات طلائی و آموزش

«اولین روز با فرهنگ عمومی»

روز فرهنگ عمومی

طبق روال کاری، تقویم را برداشتم، و شروع به ورق زدن آن کردم. هر از گاهی هم به مناسبت‌های پیش رو نگاهی می‌انداختم، روز فرهنگ عمومی نظرم را جلب کرد. چهارده آبان در تقویم به نام، روز فرهنگ عمومی ثبت شده است. تصمیم گرفتم روی این موضوع کار کنم. مثل همیشه گوگل را صدا زدم. فرهنگ چیست؟ انواع فرهنگ، فرهنگ عمومی چیست؟ همه این سوالات را پرسیدم، اما واقعیت امر این بود که بسیار سخت و پیچیده به موضوع فرهنگ عمومی پرداخته شده بود. یا شاید برای بنده دشوار بود. پس تصمیم گرفتم، کمی در شهر چرخی بزنم تا شاید کمی از لحاظ ذهنی، آمادگی لازم برای شرح مفهوم فرهنگ عمومی را کسب کنم. همین دور زدن در شهر باعث شد چندین و چند بار این واژه را بشنوم.

راننده تاکسی که در آن نشسته بودم، پشت سر ماشینی که پارک دوبل کرده بود گیر کرد، و نمی‌توانست به حرکت ادامه دهد. راننده بسیار کلافه بود و زیر لب چیزهایی می‌گفت. خواستم سر صحبت با او را باز کنم، شاید از این طریق از اعصاب خوردی که پیش‌آمده بود هر دو خلاص شویم. در میان صحبت‌ها این جمله را عنوان کرد: بعضی‌ها هنوز فرهنگ رانندگی را بلد نیستند، و بی‌فرهنگی آن‌ها باعث ایجاد ترافیک سنگین این شهر بزرگ می‌شود. این بی‌فرهنگی در رانندگی باعث می‌شود، حق دیگرانی که باید به‌موقع به قرار و کار خود برسند ضایع شود.

بعد از پیاده شدن از تاکسی با عجله در حال پیاده‌روی، برای رسیدن به مدرسه فرزندم بودم، که یادم آمد، باید از عابر بانک پول بگیرم، زمانی که به مدرسه رسیدم، هنوز بچه‌ها تعطیل نشده بودند، دیدم چهره آشنایی در حال نزدیک شدن است.

 یادم آمد که چند سال پیش در یکی از شرکت‌ها همکار بودیم، از دیدنش خوشحال شدم، اما لباس مشکی که بر تن داشت و چهره غمگین او خبرهای بدی به همراه داشت، او مادرش را بر اثر کرونا چند وقت پیش ازدست‌داده بود. او می‌گفت: در فرهنگ ما تا چهل روز لباس عزا به تن می‌کنند، ما من هنوز نتوانستم با این غم کنار بیایم و لباس عزا را در بیاورم. بچه‌ها سر رسیدند و ما از هم خداحافظی کردیم.

این داستان ادامه دارد…!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 1 =